پير جمال الدين محمد اردستانى

46

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

و طى راه حقيقت بپردازد . شيخ كامو تا نود سالگى به سير و سياحت در سرزمينهاى مختلف ادامه مىدهد تا اينكه در نود سالگى به دنبال داستانى مفصل دختر جوان پادشاه روم در طلب او از پيش خانواده‌اش بيرون مىآيد و پس از طى حوادثى طولانى سلطان كامو وى را به عقد خود درمىآورد و از نتيجه اين ازدواج شيخ امام الدين عز الملة و الدين محمد ( حسين ) كامويى به دنيا مىآيد . « 1 » اين شيخ امام الدين محمد ( حسين ) كامويى كه خود از مشايخ سلسله پيرجماليه است . « 2 » به گفتهء پيرجمال ملاقاتى با امير تيمور گوركانى داشته و در حضور وى مناظره‌اى با دو شيخ بزرگ كرده و پس از مغلوب كردن آن دو از طعام امير تيمور خورده و خلعتش را پذيرفته است ، و وقتى از او پرسيده‌اند كه چرا اين مال حرام را خوردى و پذيرفتى ؟ گفته است من به معنا توجه دارم نه به صورت . « 3 » از مريدان و شاگردان عبد السلام كامويى ، يكى اسماعيل بن عبد المؤمن ابى منصور ماشاده اصفهانى است كه كتاب عوارف المعارف شيخ شهاب الدين عمر سهروردى را به پاس ارادتى كه به عبد السلام كامويى داشته ، در سال 665 ه از عربى به فارسى ترجمه كرده است . « 4 » شاگرد و مريد ديگر وى عماد فقيه كرمانى ( م 773 ه ) است كه در صفانامه به وضوح از مراد خود و تلمذش ياد كرده است و گفته كه خرقه از وى گرفته و به دستور او در كرمان خانقاه خود را ساخته و بنا نهاده است . « 5 » اما مطلب ديگرى كه راجع به شيخ كامو به دست آمده نامه‌اى است كه به شيخ تقى الدين دادا نوشته است ، براساس اين نامه سهروردى به وى لطف فراوان داشته و او را به زبان و قلم نواخته است چنان كه در قسمتى از آن آمده است : سجاده‌اى از حضرت مخدوم و مقتداى به حق ، سلطان العارفين ، شيخ شهاب الملة و الدين عمر سهروردى قدس اللّه روحه العزيز بخشش رسيده بود به اين ضعيف چون سلسلهء معنوى با

--> ( 1 ) . شرح الكنوز ، از ص 354 به بعد ، و نيز فضيلة العقل ، برگ 186 . ( 2 ) . اصول الفصول ، برگ 485 ، و بستان السياحة ، ص 348 . ( 3 ) . فضيلة العقل ، برگ 186 . ( 4 ) . عوارف المعارف ، مقدمه ، ص بيست و شش . ( 5 ) . صفانامه ، پنج گنج ، صص 65 ، 71 ، 75 ، 85 .